محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

570

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

آفريده‌ها و آثارش شناختنى است و از اين راه نمىتوان به حقيقت او پىبرد . براى مثال از وجود اختراعى به وجود مخترع آن پىمىبريم ؛ ولى از ويژگىهاى ذاتى مخترع و مشخصات ديگر او آگاهى پيدا نمىكنيم . ( لا يعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السّماء و لا سوافي الرّيح . . . ) امام عليه السّلام به اين آيه اشاره مىكند : « كليدهاى غيب تنها نزد اوست . جز او [ كسى ] آن را نمىداند و آنچه در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى فرونمىافتد ، مگر [ اينكه ] آن را مىداند و هيچ دانه‌اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست ، مگر اينكه در كتابى روشن [ ثبت ] است . » « 1 » ( غير معدول به ) هيچ‌چيزى مانند خدا نيست . ( و لا مشكوك فيه ) چگونه مىتوان در خدا شك و ترديد كرد ؛ در حالىكه نشانه‌هاى او در همه پديده‌ها ديده مىشود . ( و لا مكفور دينه ) هركس به خدا كفر ورزد ، از راه راست گمراه گشته است . ( و لا مجحود تكوينه ) آفرينش خداوند از راه حس ، شناختنى است و نمىتوان آن را انكار كرد . ( شهادة من صدقت نيّته و صفت دخلته و خلص يقينه و ثقلت موازينه . . . ) گواهى راستين آن است كه پنهان و آشكار آدمى هماهنگ بوده و دل و زبان هردو يك سخن را بگويند ؛ همان‌گونه كه در خطبه 101 در اين‌باره سخن گفته شد . ( و رسوله المجتبى من خلائقه ) پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بهترين آفريده خداوند است و خداوند براى همين او را برگزيد . ( و المعتام لشرح حقائقه ) خداوند او را برگزيد تا حقايق الهى را بيان كند . ( و المختصّ بعقائل كراماته ) خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به فضايل و كراماتى برترى داد . ( و المصطفى

--> ( 1 ) . وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ انعام / 6 : 59 .