محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

553

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجيح داد « 1 » ؛ موقعيت‌هاى ضرورى ممكن است موارد حرام را حلال سازد « 2 » ؛ هركس ملزم به مضمون اقرار خويش است « 3 » ؛ كودك و ديوانه و خوابيده تكليفى ندارند « 4 » و . . . اين نوع احكام هرگز تغيير نمىيابند و اصلاح نمىشوند ؛ زيرا برخواسته از طبيعت ثابت آدميان هستند . دسته دوم از احكام ، احكام متغير هستند كه متناسب با شرايط زندگى دگرگون مىشوند . براى نمونه در كتاب‌هاى فقهى كهن آمده است كه عرض هر جاده بايد هفت ذراع باشد و اين حكم به دوره‌اى اختصاص دارد كه هنوز شهرهاى چند ميليونى و وسايل نقليه سريع وجود نداشت « 5 » . مثال ديگر نظر فقهاى گذشته درباره از بين رفتن كتاب امانتى است . آنان مىگويند كه اگر كسى كتاب ديگرى را تلف كند ، تنها بايد هزينه آن را پرداخت كند ؛ چراكه در آن زمان امكان دادن نسخه ديگرى از آن كتاب با همان مشخصات وجود نداشت . در روايتى نيز از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سؤال مىشود كه شما پيش از اين دستور داده بوديد كه ريش‌هاى خود را رنگ بزنيد . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پاسخ مىدهد كه آن سخن مربوط به زمان ضعف و بىياورى مسلمانان بود و اما اكنون هركس آزاد است كه به دلخواه خود عمل كند . « 6 » به هر روى ، هدف شريعت اسلامى آن است كه زندگى انسان‌ها

--> ( 1 ) . الدر المختار ، حصفكى : 6 / 491 . ( 2 ) . الحدائق الناظرة : 8 / 343 . ( 3 ) . فتح البارى : 8 / 365 ؛ صحيح ابن حبان : 7 / 431 . ( 4 ) . صحيح بخارى : 8 / 204 ؛ مسند احمد : 6 / 100 . ( 5 ) . كنز العمال : 9 / 240 ح 25828 ؛ الجامع الصغير : 1 / 570 ح 3690 . ( 6 ) . « و سئل عليه السّلام عن قول الرّسول صلّى اللّه عليه و إله : غيّروا الشّيب و لا تشبّهوا باليهود ، فقال : إنّما قال صلّى اللّه عليه و إله ذلك و الدّين قلّ فأمّا الآن و قد اتّسع نطاقه و ضرب بجرانه فامرؤ و ما اختار » نهج البلاغه : حكمت 16 .