محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
554
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بهتر گشته و روابط مردم برپايه عدل استوار شود . بنابراين دين خدا و شريعت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در هر جايى است كه زندگى بهترى وجود داشته باشد . ( و إنّ اللّه سبحانه لم يعظ أحدا به مثل هذا القرآن ) خداوند تاكنون موعظهاى به سان قرآن در سبك و امثال و حلال و حرام آن ارائه نكرده است . ( فانه حبل اللّه المتين ) هركس به قرآن چنگ زند رهايى مىيابد ( و سببه الأمين ) و از هلاكت نجات پيدا مىكند . ( و فيه ربيع القلب ) صحت و سلامتى از بيمارىهاى جان و دل در قرآن نهفته است . ( و ينابيع العلم ) دانشهاى فراوانى در قرآن آمده است : خداشناسى ، تاريخ امتهاى گذشته ، اسرار زندگى ، قواعد رفتارى و گنجهاى فراوان ديگرى كه ژرفنگران از قرآن استنباط مىكنند . ( و ما للقلب جلاء غيره ) قرآن ، كتاب زندگى است كه خردها را آزاد ساخته و بندهاى نادانى و عقبماندگى را مىگسلد و همراه كاروان پيشرفت و تمدن به پيش مىرود و بلكه بر شتاب آن مىافزايد . از اينروى ، تاكنون همچنان پا برجاى مانده و از اين پس نيز چنين خواهد بود . ( مع أنّه قد ذهب المتذكّرون ) نسلهاى فراوانى از عملكنندگان به قرآن به مقصد رسيدند و قرآن همچنان زنده و جاويد است . ( و بقي النّاسون أو المتناسون ) كسانى كه قرآن را نشناختند و يا خود را به ندانستن زدند ، در جاى خويش مانده و به مقصد نرسيدند . ( فإذا رأيتم خيرا فأعينوا عليه ) در انجام نيكىها هميارى كنيد و نيكوكاران را تشويق كرده ، از آنان دفاع كنيد . ( و إذا رأيتم شرّا فاذهبوا عنه ) از بدى دور بمانيد تا شما را با خود به بدىهاى ديگر نكشاند . ( فإنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله كان يقول يا ابن آدم اعمل الخير و دع الشّرّ فإذا أنت جواد قاصد ) پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به آدمى اندرز مىدهد كه