محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
552
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پند و درسى نگيرد ، يا انسانى كودن و فاقد استعداد است و يا شيطان بر او چيره گشته و او را اسير خود ساخته است . ( و أتاه التّقصير من أمامه حتّى يعرف ما أنكر و ينكر ما عرف ) كوتاهى و زياده روى ناگزير پيامدهاى بد خود را در افراد برجاى گذاشته و آنگاه كه نقاب از چشمها برداشته شود ، پشيمانى به بار آمده و پشيمانى در آن هنگام ديگر سودى ندارد . ( و إنّما النّاس رجلان متّبع شرعة و مبتدع بدعة . . ) واژه « شرعه » به معناى مستند و تكيهگاه روشن در قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و هرچيزى غير از آن بدعت به شمار مىرود . از اينرو در تعريف بدعت گفتهاند : « ايجاد تغييرى در دين » « 1 » و نيز : « دروغ بستن بر خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله » « 2 » و معناى هر دو تعريف يكى است . از امام عليه السّلام درباره سنت و بدعت و تفرقه و اتحاد پرسيده شد . آن حضرت پاسخ داد : « سنت ، همان سنت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله و بدعت ، هرچيزى مخالف آن است . تفرقه از آن اهل باطل است ؛ هرچند فراوان باشد و اتحاد از آن اهل حق است ؛ هرچند كم باشند . » « 3 » احكام شرعى بر دو قسم هستند : ثابت و متغير . احكام ثابت به هيچ محدوده زمانى و مكانى بسته نيستند و براى زندگى انسان ، صرفنظر از شيوه و چگونگى آن وضع شدهاند . براى نمونه ، همه افراد پيش از اثبات اتهامشان بىگناه هستند « 4 » ؛ در بين دو گزينه بد و بدتر بايد بد را بر بدتر
--> ( 1 ) . الذكرى ، شهيد اول : 94 ؛ فقه ابن ابى عقيل عمانى : 85 . ( 2 ) . سنن ابن ماجه : 1 / 15 ح 42 ؛ الكافى : 1 / 56 . ( 3 ) . معانى الاخبار ، صدوق : 154 ح 3 ؛ بحار الانوار : 2 / 266 ح 23 . ( 4 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه كوفى : 6 / 489 .