محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
545
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( فإنّ هذا اللّسان جموح بصاحبه ) زبان ، آدمى را به پرتگاه هلاكت مىكشاند . در حديثى آمده است : « هركس محافظت از زبان و دامنش را تضمين دهد ، من بهشت را به او تضمين مىدهم . » « 1 » زبان و خرد ( و اللّه ما أرى عبدا يتّقي تقوى تنفعه حتّى يخزن لسانه ) آدمى ممكن است روزه بگيرد و نماز بخواند و حج بگذارد و زكات بدهد و حتى با جان و مال خويش جهاد كند و با اينحال باز از خشم و عذاب خداوند ايمن نباشد ؛ زيرا ستمگرى را با سخنى كوتاه يارى رسانده و يا بىگناهى را متهم كرده و يا به ستمديدهاى اجحاف كرده است . ( و إنّ لسان المؤمن من وراء قلبه و إنّ قلب المنافق من وراء لسانه . . . ) چه نوع پيوندى بين قلب و زبان وجود دارد ؟ امام عليه السّلام در پاسخ به اين پرسش مىفرمايد كه اين رابطه در بين افراد ، متفاوت است . انسان مؤمن در زبان و قلب خود يگانه است و بين آن دو در او رابطه عليت برقرار است ؛ چه اينكه مؤمن خردمند ، پيش از سخن گفتن مىانديشد و سخن خود را ارزيابى مىكند تا از پيامد بد احتمالى آن پرهيز كند . او تنها هنگامى سخن مىگويد كه از درستى سخن خويش مطمئن شده و يقين كند كه خداوند از گفتن چنين سخنى خشنود مىشود . در نتيجه زبان وى پيرو قلب و خرد و دينش است . منافق هيچ احساس مسئوليتى ندارد و از پيامدهاى بد نمىهراسد . از اينرو ، بدون انديشه و تأمل و به گزاف سخن
--> ( 1 ) . مسند ابى يعلى : 4 / 84 ؛ نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 10 / 136 .