محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

546

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىگويد و چون آثار بد سخنانش آشكار شود ، تازه احساس مسئوليت مىكند كه ديگر فرصتى نمانده و اين احساس مسئوليت سودى ندارد . ( قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله لا يستقيم إيمان عبد حتّى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتّى يستقيم لسانه ) اين روايت بيان مىكند كه سلامت ايمان از سلامت قلب سرچشمه مىگيرد و سلامت قلب نيز متأثر از سلامت زبان است . شايد در نگاه نخست به نظر رسد كه عكس اين رابطه صحيح است و سلامت زبان از سلامت قلب نشأت مىگيرد . در پاسخ مىتوان گفت كه جايگاه ايمان در قلب است و پيدايش آن بدون وجود قلب ممكن نيست ؛ اما سخن ممكن است از قلب نشأت گيرد و يا كاملا به دروغ و ريا باشد . بنابراين ايمان تنها در صورتى كامل مىشود كه قلب و زبان آدم يكى باشد . ( فمن استطاع منكم أن يلقى اللّه تعالى و هو نقيّ الرّاحة من دماء المسلمين و أموالهم سليم اللّسان من أعراضهم فليفعل ) اى شيوه سخن گفتن از شيوه‌هاى رايج اندرز و ارشاد است . موارد مذكور در آن نيز از باب نمونه هستند و افزون بر نهى از خونريزى و تجاوز به اموال ديگران و غيبت ، شامل گناهان ديگر نيز مىشود . حلال و حرامهاى خداوند ( 7 - 8 ) « و اعلموا عباد اللّه أنّ المؤمن يستحلّ العام ما استحلّ عاما أوّل و يحرّم العام ما حرّم عاما أوّل و أنّ ما أحدث النّاس لا يحلّ لكم شيئا ممّا حرّم عليكم و لكنّ الحلال ما أحلّ اللّه و الحرام ما حرّم اللّه فقد جرّبتم الأمور و ضرّستموها و وعظتم به من كان قبلكم و ضربت الأمثال