محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

543

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الماضى » به فتنه‌هاى پديد آمده بعد از آن بيعت اشاره دارد . به هررو ، همه اسباب و علل در اين جهان به اراده و خواست خداوند صورت مىگيرند و او چنين خواسته است كه همه رخدادها در اثر اسباب طبيعى پديد آيند . در آيات چندى به اين مطلب اشاره شده است : « سپس او را [ به صورت ] نطفه‌اى در جايگاهى استوار قرار داديم . » « 1 » اين درحالى است كه مىدانيم نطفه از آن پدر است ؛ اما خداوند آن را به خويش نسبت مىدهد . همچنين در آيه ديگرى آمده است « آيا نديده‌اى كه پروردگارت چگونه سايه را گسترده است و اگر مىخواست آن را ساكن قرار مىداد . آنگاه خورشيد را برآن دليل گردانيديم . » « 2 » خداوند اسباب و علل اجتماعى را نيز به خود نسبت مىدهد : « و اين‌گونه براى هر پيامبرى دشمنى از گناهكاران قرار داديم و همين بس كه پروردگارت راهبر و ياور توست . » « 3 » خداوند آفريدگار همه جهان است و همه‌چيز سرانجام به او بازمىگردد . ( و إنّي متكلّم بعدة اللّه و حجّته . . . ) امام عليه السّلام به وعده خداوند به مؤمنان در آيه زير اشاره دارد : « كسانى كه گفتند پروردگار ما خداست ، سپس ايستادگى كردند ، فرشتگان بر آنان فرود مىآيند [ و مىگويند : ] هان ، بيم مداريد و غمين مباشيد و به بهشتى كه وعده يافته بوديد شاد باشيد . » « 4 » معناى اين بند چنين

--> ( 1 ) . ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ مؤمنون / 23 : 13 . ( 2 ) . أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوْ شاءَ لَجَعَلَهُ ساكِناً ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلًا فرقان / 25 ، 45 . ( 3 ) . وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَ كَفى بِرَبِّكَ هادِياً وَ نَصِيراً فرقان / 25 : 31 . ( 4 ) . إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ فصلت / 41 : 30 .