محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

506

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

تصريح مىكند كه مخالفان خلافتش را آزار نخواهد داد ؛ به شرطى كه به جرم و جنايتى دست نزنند و غارت و شورش نكند . ( و قد فتح باب الحرب بينكم و بين أهل القبلة ) مسلمانان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، خود به صلح و آرامش مىزيستند تا آن‌كه طلحه و زبير و عايشه با يكديگر پيمان بستند و اگر عبد اللّه بن عمر ، خواهرش را بازنمىداشت ، حفصه « 1 » نيز به آنان پيوسته بود . اين‌چنين بود كه جنگ در بين مسلمانان براى نخستين بار درگرفت و پس از آن جنگهاى ديگر ، يكى پس از ديگرى رخ دادند و ذلت و خوارى را تا به امروز براى مسلمانان به ارمغان آوردند . ( و لا يحمل هذا العلم إلّا أهل البصر و الصّبر ) فقيهان درباره شورشيان سخن گفته و كتابهاى مستقلى با عنوان « قتال اهل البغى » نگاشته‌اند . آنان اتفاق‌نظر دارند كه جنگ با شورشيان واجب است تا آنان را به پذيرش راه راست ناگزير سازند . خداوند در اين‌باره مىفرمايد : « با آن [ طايفه‌اى ] كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد . » « 2 » پيامبر صلّى اللّه عليه و إله

--> ( 1 ) . وى « حفصه » دختر عمر بن خطاب است كه مادرش زينب بنت مظعون بود . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله در سال سوم هجرى با او ازدواج كرد و سپس او را طلاق داد و دوباره به وى رجوع كرد . وى در سال 45 هجرى از دنيا رفت . نك : أسد الغابه : 7 / 65 ؛ الإصابه : 4 / 264 ؛ المعارف : 135 . حفصه مىخواست به همراه عايشه در شورش عليه امام عليه السّلام شركت كند ؛ اما برادرش عبد اللّه بن عمر او را بازداشت . نك : الفتوح ، ابن أعثم : 1 / 487 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 167 . ( 2 ) . فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ حجرات / 49 : 9 .