محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

504

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سى سال ، از دانش خود على را تغذيه كرد و سپس درباره‌اش چنين گواهى داد : « من شهر علمم و على دروازه آن است . » « 1 » ( فإن شغب شاغب استعتب ) اگر با رهبر توانا و دانايى بيعت شود و سپس گروهى شرور بر او بشورند ، امام عليه السّلام ابتدا آنان را از راه نيكو به بازگشت فرا مىخواند و اگر پاسخ ندادند ، آنگاه به مقابله با آنها برمىخيزد ؛ همان‌گونه كه خداوند فرموده است : « و اگر دو طايفه از مؤمنان باهم بجنگند ميان آن دو را اصلاح دهيد و اگر [ باز ] يكى از آن دو بر ديگرى تعدى كرد با آن [ طايفه‌اى ] كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد كه خدا دادگران را دوست مىدارد . » « 2 » ( و لعمري لئن كانت الإمامة لا تنعقد حتّى يحضرها عامّة النّاس . . . يختار ) پيش از اين گذشت كه امام عليه السّلام خلافت را از عموم مسلمانان تحويل گرفت كه مهاجر و انصار و از جمله طلحه و زبير پيشگام آنان در اين امر بودند . آن دو در آغاز بيعت كردند و سپس بيعت خود را شكستند . به هنگام بيعت مسلمانان با امام عليه السّلام ، معاويه در شام و عمروعاص در فلسطين بودند . كسى كه به هنگام بيعت حاضر نبوده است ، بايد تصميم حاضران را بپذيرد تا از فتنه جلوگيرى شود ؛ چراكه مصالح همه مسلمانان مشترك است و هدف همه يكى است .

--> ( 1 ) . مستدرك الصحيحين : 3 / 126 و 127 و 129 ، چاپ ميمنيه ، مصر ، سال 1313 ه ؛ فضائل الخمسة 2 / 248 و 250 . ( 2 ) . وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ حجرات / 49 : 9 .