محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
449
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پادشاهان زيباتر است و در قسمت جلوى سينهاش پرهايى به رنگ نقرهاى وجود دارد ؛ كه همانند آينه مىدرخشد و پوششى سياهرنگ پشت او را پوشانده است كه از شدت زيبايى سبزرنگ ديده مىشود . همچنين خطى ظريف به رنگ سفيد در كنار گوشش قرار دارد و در كنار اين سفيدى بلافاصله سياهى پررنگى ديده مىشود كه بر زيبايى طاووس مىافزايد . ( و قلّ صبغ إلّا و قد أخذ منه بقسط و علاه بكثرة صقاله . . . قيظ ) هيچ رنگى در دنيا نيست مگر آنكه در بدن طاووس وجود دارد . پرهاى طاووس مانند همه گلهاى جهان هستند و گويا همه اين گلها ، در يكجا گرد آمدهاند . ( فيسقط تترى . . . عسجديّة ) پر پس از مدتى ، از رشد بازمىايستد و سست گشته ، فرو مىريزد و سپس به جاى آن پر جديدى مىرويد . گويا لباس كهنه به لباس جديد تبديل مىشود . نكته شگفتانگيز آنكه لباس دوم پرنده دقيقا همانند لباس اول پرنده مىرويد . در كتاب « همهچيز درباره پرندگان » آمده است : « تعداد پرهاى پرنده به سه يا چهار هزار عدد مىرسد . پر جديد گاهى اختلاف بسيار اندكى با پر سابق دارد و علت آن رشد و تغيير بدن پرنده است و نيز گاهى پرى كه در بهار مىرويد با پرى كه در پاييز مىرويد ، متفاوت است . » « 1 » ( فكيف تصل إلى صفة هذا عمائق الفطن أو تبلغه قرائح العقول أو تستنظم وصفه أقوال الواصفين ) پرندهاى كه در دست تو جاى مىگيرد ، شگفتىهاى فراوانى در يكى از پرهاى خود دارد كه خردها از درك همه آن شگفتىها ناتوان
--> ( 1 ) . كل شىء عن الطيور ، روبرت لمن ، ترجمه مصطفى بدران .