محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
447
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ينحسر : آشكار مىشود و پرده از آن برداشته مىشود . تترى : آرامآرام . ينحتّ : فرومىريزد . عسجديّة : طلايى . الهمجة : مگس . وأى : وعده داد . ساختار ادبى خالص : مفعول دوم براى « تخال » است . ضاحكا : حال تاكيدى براى ضمير « يقهقه » است . معولا : مانند قبلى است . مرآة : مفعول ملبسة است . أبيض : صفت براى « خطّ » است . محدودا : حال براى ضمير « أدركته » است . شرح و تفسير ( تخال قصبه مداري من فضّة ) پرهاى پرندگان ، از روزنههاى كوچكى بر روى پوستشان مىرويد . اين روزنهها به شكل نقطههاى سفيد بر روى پوست ديده مىشوند . پر در آغاز ، همانند گياهان در سطح پوست پرندگان مىرويد و سپس به تدريج رشد كرده تا شكل كامل آن ظاهر شود . امام عليه السّلام در اين بند به رويش پرهاى پرندگان اشاره دارد . منظور از « مدارى » تشبيه پر به دندانههاى يك شانه نقرهاى است . ( و ما أنبت عليها من عجيب داراته و شموسه خالص العقيان و فلذ الزّبرجد ) نقشى بر روى پرها ديده مىشود كه شبيه هاله