محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

443

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الفطن أو تبلغه قرائح العقول أو تستنظم وصفه أقوال الواصفين ( 8 ) و أقلّ أجزائه قد أعجز الأوهام أن تدركه و الألسنة أن تصفه فسبحان الّذي بهر العقول عن وصف خلق جلّاه للعيون فأدركته محدودا مكوّنا و مؤلّفا ملوّنا و أعجز الألسن عن تلخيص صفته و قعد بها عن تأدية نعته ( 9 ) و سبحان من أدمج قوائم الذّرّة و الهمجة إلى ما فوقهما من خلق الحيتان و الفيلة و وأى على نفسه ألّا يضطرب شبح ممّا أولج فيه الرّوح إلّا و جعل الحمام موعده و الفناء غايته . ( 10 ) » ترجمه گويا نىهاى پر طاووس چونان شانه‌هايى است كه از نقره ساخته و گردىهاى شگفت‌انگيز آفتاب‌گونه كه به پرهاى اوست از زر ناب و پاره‌هاى زبرجد بافته شده است . اگر رنگ‌هاى پرهاى طاووس را به روييدنىهاى زمين تشبيه كنى ، خواهى گفت : دسته گلى است كه از شكوفه‌هاى رنگارنگ گلهاى بهارى فراهم آمده است و اگر آن را با پارچه‌هاى پوشيدنى همانند سازى ، پس چون پارچه‌هاى زيبا پرنقش‌ونگار يا پرده‌هاى رنگارنگ يمن است و اگر آن را با زيورآلات مقايسه كنى ، چون نگين‌هاى رنگارنگى است كه در نوارى از نقره با جواهرات زينت شده است . طاووس ، چون به خود بالنده مغرور راه مىرود ، دم و بال‌هاى زيبايش را برانداز مىكند ، پس با توجه به زيبايى جامه و رنگ‌هاى گوناگون پر و بالش قهقهه سر مىدهد ، امّا چون نگاهش به پاهاى او مىافتد ، بانگى برآورد كه گويا گريان است ، فرياد مىزند ؛ گويا كه دادخواه است و گواه صادق دردى است كه در درون دارد ،