محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
415
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( علمه بالأموات الماضين كعلمه بالأحياء الباقين و علمه بما في السّماوات العلى كعلمه بما في الأرضين السّفلى ) منظور از شمارش مردگان و زمينها و آسمانها و . . . تنها اشاره به عموميت و شمول سخن است . امام عليه السّلام مىگويد كه خداوند به همهچيز آگاه است و علم او به پديدهها پيش از وجودشان ، مانند علم او پس از وجودشان است ؛ زيرا علم او به ذاتش استوار است ؛ نه اينكه به واسطه چيز ديگرى به وجود آمده باشد . ( أيّها المخلوق السّويّ و المنشأ المرعيّ في ظلمات الأرحام و مضاعفات الأستار ) اين بند خطاب به انسان است . منظور از تاريكىها ، همانى است كه در آيه زير آمده است : « شما را در شكمهاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى [ ديگر ] در تاريكيهاى سهگانه [ مشيمه و رحم و شكم ] خلق كرد . اين است خدا ؛ پروردگار شما . فرمانروايى [ و حكومت مطلق ] از آن اوست . خدايى جز او نيست . پس چگونه [ و كجا از حق ] برگردانيده مىشويد ؟ ! » « 1 » جنين ، در پس پردههاى چندى قرار دارد : شكم ، رحم و كيسه جنينى . منظور از « السّوىّ » نيز اشاره به كمال جسمى و روحى آدمى است : « به راستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم . » « 2 » منظور از « المرعىّ » نيز آن است كه انسان از آغاز پيدايش در شكم مادرش تا آخرين لحظه در سايه عنايت و تدبير خداوند قرار دارد . ( بدئت من سلالة من طين ) خداوند مىفرمايد : « و به يقين انسان را از عصارهاى از گل آفريديم سپس او را [ به صورت ] نطفهاى در جايگاهى استوار
--> ( 1 ) . يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ زمر / 39 : 6 . ( 2 ) . لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ تين / 95 : 4 .