محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

413

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه پديده‌ها را از موادّى ازلى و ابدى نيافريد ، بلكه آنها را از نيستى به هستى آورد و براى هر پديده‌اى حد و مرزى تعيين فرمود و آنها را به نيكوترين صورت زيبا ، صورتگرى كرد . چيزى از فرمان او سرپيچى نمىكند و خدا از اطاعت چيزى سود نمىبرد . علم او به مردگانى كه رفتند ، چونان آگاهى او به زندگانى است كه هستند و علم او به آسمان‌هاى بالا ، چونان علم او به زمين‌هاى زيرين است . اى انسان ، اى آفريده راست‌قامت ، اى پديده نگهدارىشده در تاريكىهاى رحم‌هاى مادران و قرار داده شده در پرده‌هاى تودرتو ، آغاز آفرينش تو از گل‌ولاى بود و سپس در جايگاه آرامى نهاده شدى ؛ تا زمانى مشخّص و سرآمدى تعيين شده و آنگاه كه در شكم مادرت حركت مىكردى ، نه دعوتى را مىتوانستى پاسخ دهى و نه صدايى را مىشنيدى . سپس تو را از قرارگاهت بيرون كردند و به خانه‌اى آوردند كه آن را نديده بودى و راههاى سودش را نمىتوانستى . پس چه‌كسى تو را در مكيدن شير از پستان مادر هدايت كرد و به هنگام نياز جايگاه‌هاى طلب كردن و خواستن را به تو شناساند ؟ هرگز ، آن‌كس كه در توصيف پديده‌اى با شكل و اندازه و ابزار مشخّص درمانده باشد ، بدون ترديد از وصف پروردگارش ناتوان‌تر و از شناخت خدا با حدّ و مرز پديده‌ها دور تر است . واژه‌شناسى الأزلى : قديم و بدون آغاز . الأبدى : هميشگى و بدون پايان . السّرمدى : بدون آغاز و پايان .