محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

395

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خداوند درباره دنيا مىفرمايد : « برخوردارى [ از اين ] دنيا اندك است . » « 1 » و نيز « و زندگى دنيا جز مايه فريب نيست . » « 2 » ( فأعرضوا عمّا يعجبكم فيها ) از گناهان دورى كنيد . ( لقلّة ما يصحبكم منها ) گاه كارهاى نيكى را انجام مىدهيم و با انجام يك كار بد ، همه آنها را تباه مىسازيم : « آرى ، كسى كه بدى به دست آورد و گناهش او را در ميان گيرد ، پس چنين كسانى اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود . » « 3 » ( أقرب دار من سخط اللّه و أبعدها من رضوان اللّه ) دنيا ، خانه شهوات و نيرنگ‌ها است . ( فغضّوا عنكم عباد اللّه غمومها و أشغالها ) چرا براى دنيا اندوه مىخوريد ؛ در حالىكه به يقين مىدانيد كه از آن خواهيد رفت و احوال آن دگرگون است . ( لما قد أيقنتم . . . ) منظور از يقين در اين بند ، اطمينان به رفتن از اين جهان است كه پيش از اين ، گذشت . ( فاحذروها حذر الشّفيق النّاصح و المجدّ الكادح ) انسانها ، نگران دوستان و عزيزان خويش هستند كه نيرنگ‌بازان آنها را فريب ندهند و همچنين ، تلاش‌گران ، نگران نابودى تلاش خويش هستند و براى همين ، احتياط به خرج مىدهند و از نتيجه تلاش خود محافظت مىكنند . بنابراين ، چرا شما از دنيا و دگرگونىهايش حذر نمىكنيد و از خويشتن نگهدارى نمىكنيد و از اسباب فريب و نيرنگ دورى نمىكنيد ؟ ( و اعتبروا بما قد رأيتم من مصارع القرون قبلكم . . . ) از پيشينيان عبرت گيريد كه چگونه از كاخ‌ها به گورها و از بين آشنايان به محل غربت و وحشت پاى

--> ( 1 ) . مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ نساء / 4 : 77 . ( 2 ) . وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ * آل عمران / 3 : 185 . ( 3 ) . بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ بقره / 2 : 81 .