محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
385
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله نيست ؟ ! ( و لقد كان يأكل على الأرض و يجلس جلسة العبد و يخصف بيده نعله . . . ) در كتابهاى سيره آمده است : « پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هر غذايى كه به او داده مىشد ، رد نمىكرد و چيزى را كه در دسترس نبود ، درخواست نمىكرد . او گاه از شدت گرسنگى ، سنگ بر شكم مىبست « 1 » و در ظرفى چوبين و خشن آب مىنوشيد و نخست يارانش را آب مىداد و پاكيزگى و زيبايى را دوست داشت . » « 2 » ( و لا يعتقدها قرارا ) او با دنيا در اندازه خودش رفتار مىكرد و آن را خانه گذر و نه محل اقامت مىشمرد . ( فلينظر ناظر بعقله أكرم اللّه محمّدا بذلك أم أهانه فإن قال أهانه فقد كذب و اللّه العظيم بالإفك العظيم . . . الهلكة ) جايگاه محمد صلّى اللّه عليه و إله نزد خداوند با هيچكسى قابل مقايسه نيست . خداوند او را خاتم پيامبران قرار داد و او را با عباراتى ستود كه هيچكس ديگرى را چنين نستوده بود : « و راستى كه تو را خويى والاست . » « 3 » همچنين خداوند ، به جان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سخن خورد ؛ در حالىكه به جان هيچ كس ديگرى سخن نخورده است : « به جان تو سوگند كه آنان در مستى خود سرگردان بودند . » « 4 » با اينهمه ، گاه آن حضرت مدت يك ماه نان نمىخورد . « 5 » اگر خداوند ، دنيا را پاداشى از سوى خويش قرار داده است ، لاجرم آن را به پيامبر و حبيب و برگزيدهاش صلّى اللّه عليه و إله مىبخشيد و پيامبران بيش از
--> ( 1 ) . مسند احمد : 3 / 44 ح 11419 ؛ المعجم الكبير : 25 / 106 . ( 2 ) . فيض القدير : 6 / 405 ح 3978 . ( 3 ) . وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ قلم / 68 : 4 . ( 4 ) . لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ حجر / 15 : 72 . ( 5 ) . المبسوط ، طوسى : 2 / 196 ؛ المبسوط ، سرخسى : 21 / 64 .