محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
384
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پيروز گرداند و گواه بودن خدا كفايت مىكند . » « 1 » امام عليه السّلام در اين خطبه ، از زندگى روزمره پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سخن مىگويد . ( قضم الدّنيا قضما ) تنها به اندازه نياز و حاجت به سراغ دنيا مىرفت . ( و يخصف بيده نعله و يرقع بيده ثوبه و يركب الحمار العاري و يردف خلفه . . . ) تحقير دنيا و زهد در آن با هدف فروتنى در برابر خداوند صورت مىگيرد و اين خصلت از ذات و شخصيت و طبيعت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نشأت مىگرفت . آن حضرت در چنبره گرايشهاى نفسانى خويش نبود و خردش بر احساساتش حكم مىراند . شايد پرسيده شود كه ديگر آدميان مانند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيستند . پس چگونه از آنها خواسته مىشود كه از او الگو بگيرند ؟ در پاسخ گفته مىشود كه منظور امام عليه السّلام از الگوگيرى آن است كه براى دنيا به جان يكديگر نيفتيم و جنگ و فساد به راه نياندازيم . به علاوه آدمى مىتواند با صبر و بردبارى به جهاد خويشتن رود و گرايشهاى نفسانى خود را سركوب كند . ( و علم أنّ اللّه سبحانه أبغض شيئا فأبغضه و حقّر شيئا فحقّره و صغّر شيئا فصغّره ) پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ، فرمانهاى خداوند را اجابت كرد و از روى فطرت ، خدا را اطاعت كرد و در اين راه هيچ كاهلى و سستى نكرد . ( و لو لم يكن فينا إلّا حبّنا ما أبغض اللّه و رسوله . . . أمر اللّه ) چگونه مىتوان به خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله ايمان داشت و در عينحال آنچه را آنها دوست دارند ، دوست نداشت و از آنچه آنها بيزار هستند ، بيزار نبود ؟ ! آيا اين گونهاى رويگردانى و سركشى و عناد با خدا
--> ( 1 ) . هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً فتح / 48 : 28 .