محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

370

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

رجاء اللّه تعالى فإنّه مدخول ) در اين عبارت ، تقديم و تأخير صورت گرفته است . اصل آن به اين شكل بوده است : « كل رجاء فإنّه مدخول الّا رجاء اللّه تعالى » و معناى آن نيز چنين است : هيچ خير و سودى در اميد داشتن به بنده‌اى از بندگان نيست ؛ زيرا تنها بايد به خداوند اميد داشت . ( و كلّ خوف محقّق إلّا خوف اللّه فإنّه معلول ) در اين‌جا نيز تقديم و تأخيرى صورت گرفته و در اصل چنين بوده است : « كل خوف محقق فإنّه معلول الّا خوف اللّه » معناى آن نيز چنين است : كسى كه از غير خدا بترسد ، از عواملى پندارى و بى جا در هراس است ؛ زيرا هرچيزى غير از خدا ، حقير و ناچيز است و تنها بايد از خداوند ترسيد : « بگو اگر خدا بخواهد به شما زيانى يا سودى برساند ، چه‌كسى در برابر او براى شما اختيار چيزى را دارد . » « 1 » ( يرجو اللّه في الكبير و يرجو العباد في الصّغير فيعطي العبد ما لا يعطي الرّبّ ) به خداوند اميد دارد و از او درخواست بهشت را مىكند ؛ بهشتى كه در توصيفش گفته شده است : « هيچ چشمى مانند آن را نديده و هيچ گوشى مانند آن را نشنيده و به پندار هيچ انسانى نمىآيد . » او از خداوند اين پاداش گرانبها را مىخواهد ولى براى آن تلاش نمىكند و يا تلاش اندكى انجام مىدهد ! امام عليه السّلام در يكى از حكمتهاى خويش در اين‌باره مىفرمايد : « كسى كه دعا كند و عملى انجام ندهد ، همانند تيراندازى است كه بدون كمان تير مىاندازد . » « 2 » جاى شگفتى بسيار است كه گاه اميد دستيابى به چيزى را از بنده‌اى داريم و براى رسيدن به آن تلاش فراوان انجام مىدهيم و اما هنگامى كه از خدا

--> ( 1 ) . قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً فتح / 48 : 11 . ( 2 ) . « الدّاعي بلا عمل كالرّامي بلا وتر » نهج البلاغه : حكمت 336 .