محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
368
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
إن هو : در اصل چنين بوده است : « إن خاف هو » . فلسفه خوف و رجاء رجا به معناى رغبت و خوف به معناى ترس است . اين دو از انگيزههاى مهمى به شمار مىروند كه اراده انسان را به حركت درمىآورند . همه كارهاى انسان ، در پى اين دو صفت انجام مىشوند و همچنين انسان در تأثير اين دو صفت از برخى كارها دست مىكشد . چرا كه آدمى بهطور غريزى خواهان زندگى و لذت بردن از آن است و چون عاقبت كارهاى خود را مىسنجد ، بر مبناى آنها تصميم مىگيرد . حال اگر عاقبت كارى را نداند ، بايد توازن بين ترس و اميد را حفظ كند و اجازه ندهى يكى از آنها بر ديگرى چيره گردد ، چرا كه ترس بدون اميد به ياس و نوميدى منجر مىشود و نوميدى به مرگ آدمى منجر مىشود . اميد مطلق بدون ترس نيز به آدمى شجاعت متهورانه مىدهد و اين نوع شجاعت نوعى خودكشى است . در قرآن كريم مىخوانيم : « از رحمت خدا نوميد مباشيد ، زيرا جز گروه كافران ، كسى از رحمت خدا نوميد نمىشود . » « 1 » و نيز « آيا از مكر خدا خود را ايمن دانستند ؛ با آنكه جز مردم زيانكار [ كسى ] خود را از مكر خدا ايمن نمىداند . » « 2 » در برخى از روايات نيز آمده است : « بهگونهاى از خدا بترس كه اگر اعمال نيك همه آفريدهها را با خود داشته باشى باز از عذابش بترسى و گونهاى به خداوند اميدوار باش كه اگر گناهان همه آفريدهها را با خود داشته باشى باز به
--> ( 1 ) . وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ يوسف / 12 : 87 . ( 2 ) . أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ اعراف / 7 : 99 .