محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

343

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سعادة دائمة ) و پرهيزگاران به سعادت ابدى مىرسند . ( فتزوّدوا في أيّام الفناء لأيّام البقاء قد دللتم على الزّاد و أمرتم بالظّعن و حثثتم على المسير فإنّما أنتم كركب وقوف لا يدرون متى يؤمرون بالسّير ) ما مهمانانى در خانه دنيا هستيم و فرداى قيامت به بهشت يا جهنم پاى خواهيم گذاشت و خوشبخت كسى است كه راه فرار از آتش جهنم را برگزيده باشد . ( فما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة و ما يصنع بالمال من عمّا قليل يسلبه و تبقى عليه تبعته و حسابه ) هدف از آفرينش انسان ، انجام كارهاى نيك در دنيا براى دستيابى به جاودانگى آخرت بوده است . بنابراين هركس مال حلالى به دست مىآورد و آن را در راه درست هزينه مىكند ، از گرفتارىها و لغزش‌ها در امان مانده است و هركس از راهى حرام به ثروت برسد و آن را در راه حرام هزينه كند ، گرفتار آتش جهنم مىشود . كسانى نيز كه اموال خود را گنجينه مىكنند ، درواقع آنها را براى وارثان خود برجاى مىگذارند و گناهان وارثان را با خود به گور مىبرند . ( ليس لما وعد اللّه من الخير مترك و لا فيما نهى عنه من الشّرّ مرغب ) انسان براى دستيابى به خير و مصلحت خويش ، تلاش و كوشش مىكند و نيز براى رهايى از شر و بدى ، مبارزه مىكند . خداوند در اين هر دو با او است و از مادر برايش مهربان‌تر است . از اين‌روى ، به انسان عقل و قدرت داد و راه خير و شر را شناساند . پس چگونه مىتوان از چنين خدايى رويگردان بود ؛ مگر اين‌كه آدمى دشمن خويش باشد و يا به خداى خود بدگمان ؟ ( احذروا يوما تفحص فيه الأعمال و يكثر فيه الزّلزال و تشيب فيه الأطفال ) اگر در روز قيامت نيز شك و ترديدى باشد ، در ضرورت پيروى از حق ترديدى نيست . محبت