محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

342

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سرانجام كسانى است كه حق خداوند و مردم را ضايع ساخته و دست به خيانت بزنند . ( اعلموا عباد اللّه أنّ التّقوى دار حصن عزيز و الفجور دار حصن ذليل لا يمنع أهله و لا يحرز من لجأ إليه ) انسان درستكار از هيبت و منزلتى نزد خداوند و مردم برخوردار است و از دام مجرمان و گمراهان به دور است . اما خيانتكاران ، به راحتى در دام گمراهان قرار مىگيرند و خانه‌شان از خانه عنكبوت نيز سست‌تر است . ( و بالتّقوى تقطع حمة الخطايا ) هيچ راهى جز پيروى از هدايت و حق براى پرهيز از بدفرجامى نيست : « هركس از هدايتم پيروى كند نه گمراه مىشود و نه تيره‌بخت . » « 1 » ( و باليقين تدرك الغاية القصوى ) آگاهى سبب پرهيز از غفلت و لغزش مىشود و هركس از غفلت و لغزش در هراس باشد ، خود را آماده ساخته و براى پرهيز از آنها تلاش مىكند . ( عباد اللّه اللّه اللّه في أعزّ الأنفس عليكم و أحبّها إليكم ) برخى براى انسان ، نفسهاى گوناگونى شمرده‌اند : اماره ، لوامه ، عاقله ، غضبيه ، شهوانيه . آنان بر اين اساس ، تعبير « أعزّ الأنفس » را به برترين نفسها ، تفسير كرده‌اند . اين تقسيم‌بندى ، تنها برپايه خيال و پندار استوار است ، زيرا تعدد صفات و حالات به معناى تعدد نفس آدمى نيست . آن‌چه امام عليه السّلام مىخواهد بگويد ، همان مضمون آيه زير است : « از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد . » « 2 » ( فإنّ اللّه قد أوضح لكم سبيل الحقّ و أنار طرقه ) خداوند در قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله راه هدايت را آشكار ساخته است . ( فشقوة لازمة ) مجرمان در آخرت بدون ترديد گرفتار مىشوند . ( أو

--> ( 1 ) . فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى طه / 20 : 123 . ( 2 ) . فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ بقره / 2 : 24 .