محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

337

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فتزوّدوا في أيّام الفناء لأيّام البقاء قد دللتم على الزّاد و أمرتم بالظّعن و حثثتم على المسير فإنّما أنتم كركب وقوف لا يدرون متى يؤمرون بالسّير ( 2 ) ألا فما يصنع بالدّنيا من خلق للآخرة و ما يصنع بالمال من عمّا قليل يسلبه و تبقى عليه تبعته و حسابه عباد اللّه إنّه ليس لما وعد اللّه من الخير مترك و لا فيما نهى عنه من الشّرّ مرغب عباد اللّه احذروا يوما تفحص فيه الأعمال و يكثر فيه الزّلزال و تشيب فيه الأطفال . ( 3 ) » ترجمه ستايش خداوندى را سزاست كه حمد را كليد ياد خويش و سبب فزونى فضل و رحمت خود و راهنماى نعمت‌ها و عظمتش قرار داده است . بندگان خدا روزگار بر آيندگان چنان مىگذرد كه بر گذشتگان گذشت . آنچه گذشت بازنمىگردد و آنچه هست جاويدان نخواهد ماند . پايان كارش با آغاز آن يكى است ، ماجراها و رويدادهاى آن همانند يكديگرند و نشانه‌هاى آن آشكار است . گويا پايان زندگى و قيامت ، شما را فرامىخواند ؛ چونان خواندن ساربان ، شتربچه را . پس آن‌كس كه جز به حساب نفس خويش پردازد ، خود را در تاريكىها سرگردان و در هلاكت افكنده است . شيطان‌ها مهارش را گرفته و به سركشى و طغيان مىكشانند و رفتار زشت او را در ديده‌اش زيبا مىنمايانند . پس بدانيد كه بهشت پايان راه پيشتازان و آتش جهنّم ، سرانجام كسانى است كه سستى مىورزند . اى بندگان خدا بدانيد كه تقوا ، دژى محكم و شكست‌ناپذير است ، اما هرزگى و گناه ، خانه‌اى در حال