محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
325
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و بالموت تختم الدّنيا ) هركس بميرد ، قيامتش برپا مىشود . « 1 » ( و بالدّنيا تحرز الآخرة ) دنيا ، مركب آخرت است و اعمال صالح وسيله خوشبختى فردايند . شبيه اين عبارت به همراه شرح در خطبه 29 گذشت . ( و بالقيامة تزلف الجنّة و تبرّز الجحيم للغاوين ) هيچ سعادت و شقاوت حقيقى در اين جهان نيست ؛ زيرا اين جهان سراسر رويا و سايه است و انسان پس از مرگ پرده از چشمانش زدوده شده و از خواب غفلت بيدار مىشود و آنگاه تا ابد ، در خوشى بهشت يا عذاب جهنم خواهد زيست . ( و إنّ الخلق لا مقصر لهم عن القيامة مرقلين في مضمارها إلى الغاية القصوى ) راه فرارى از حساب و جزا نيست ؛ چه اينكه غايت و سرنوشت همه ما به سويش است . ( قد شخصوا من مستقرّ الأجداث ) از گورهايشان بيرون مىآيند ( و صاروا إلى مصاير الغايات ) و به سوى قيامت پا مىگذارند . امام عليه السّلام در خطبه ديگرى مىفرمايد : « خود را براى مرگ پيش از آمدنش ، آماده كنيد كه مقصد همگان به سوى قيامت است . » ( لكلّ دار ) منظور از خانه ، دو جايگاه بهشت و جهنم است كه پيش از اين از آنها ياد شد . ( أهلها لا يستبدلون بها و لا ينقلون عنها ) كسى كه به بهشت پا مىگذارد تا ابد در خوشى و لذتهاى آن ماندگار است و كسى كه به جهنم پا مىگذارد ، در عذابهاى آن غرق گشته و هيچ يك جز خدا نمىتواند او را از آن برهاند . ( و إنّ الأمر بالمعروف و النّهي عن المنكر لخلقان من خلق اللّه سبحانه ) امر به معروف حاوى هدايت و رحمت و نصيحت و محبت است و از اينرو يكى
--> ( 1 ) . تفسير قرطبى : 19 / 188 .