محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
32
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اشتياق امام عليه السّلام به رويارويى با دشمن بيش از اشتياق دشمن به ديدار خانواده و سرزمينش مىباشد . جنگ و مبارزه ، تنها درمان سركشى ( 3 ) « اللّهمّ فإن ردّوا الحقّ فافضض جماعتهم و شتّت كلمتهم و أبسلهم بخطاياهم إنّهم لن يزولوا عن مواقفهم دون طعن دراك يخرج منهم النّسيم و ضرب يفلق الهام و يطيح العظام و يندر السّواعد و الأقدام و حتّى يرموا بالمناسر تتبعها المناسر و يرجموا بالكتائب تقفوها الحلائب و حتّى يجرّ ببلادهم الخميس يتلوه الخميس و حتّى تدعق الخيول في نواحر أرضهم و بأعنان مساربهم و مسارحهم . ( 3 ) » ترجمه بار خدايا اگر شاميان از حق روى گرداندند جمعشان را پراكنده ساز و در ميانشان اختلاف و تفرقه بيفكن و آنان را براى خطاكاريشان به هلاكت رسان . همانا شاميان ، بدون ضربت نيزههاى پياپى هرگز از جاى خود خارج نشوند ؛ ضرباتى كه بدنهايشان را سوراخ نمايد ؛ چنانكه باد هنگام وزيدن از اينسو فرو شده ، بدان سو درآيد ؛ ضربتى كه كاسه سر را بپراكند و استخوانهاى بدن را خرد و بازوها و پاها را قطع كند و به اطراف پخش سازد . آنها دست بر نمىدارند تا آنگاه كه دستههاى لشكر پياپى بر آنان حمله كنند و آنها را تيرباران نمايند و سواران ما هجوم آورند و صفهايشان را درهم شكنند و لشكرهاى عظيم ، پشت سر لشكرهاى انبوه ، آنها را تا شهرهايشان عقب برانند