محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

33

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

و تا اسب‌ها ، سرزمينشان را كه رودرروى يكديگر قرار دارد و اطراف چراگاهايشان را و راه‌هاى آنان را زير سم بكوبند . واژه‌شناسى ابسلهم : آنان را به هلاكت بسپار . طعن درّاك : ضربه‌هاى پياپى . الهام : سرها . يندر : فرومىريزد . المناسر : نام يكى از دسته‌جات نظامى . حلائب ، حلبات : جمع « حلبة » به معناى اسب آماده براى مسابقه . خميس : سپاه . تدعق : پا مىگذارد . نواحر : روبه‌روى هم و متقابل . اعنان : نواحى و اطراف . سرّب الماء : آب جارى شد . سرّبت الماشية : گله به سمت چراگاه به راه افتاد . المسارح : چراگاه‌ها . ساختار ادبى دراك : صفت براى « طعن » است . يرموا : « ان » مقدر بعد از « حتى » به آن نصب داده است . يتلوه : جمله حال براى « خميس » است .