محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
314
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىكنيم كه اين دليل با تحليل مفهوم وجود و بدون توجه به آثار و آفريدههاى خداوند به وجودش گواهى مىدهد . « 1 » 2 - از راه آثار و آفريدهها نيز به ضرورت وجود علت فاعلى نيز پى برده مىشود . در اينجا بهعكس شيوه سابق ، از معلول به علت مىرسيم و در دليل سابق از علت به معلول مىرسيم . ابن سينا مىگويد : « اگر جهان آفرينش را در نظر بگيريم ، در اين صورت راه صعود را در پيش مىگيريم و اگر هستى محض را در نظر بگيريم ، در اين صورت راه نزول را در پيش مىگيريم » « 2 » صعود به معناى حركت از معلول به سوى علت است و نزول به معناى حركت از علت به سوى معلول است « 3 » . خداوند در آيهاى به شيوه دوم استدلال كرده است : « به زودى نشانههاى خود را در افقها [ ى گوناگون ] و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هرچيزى است » « 4 » در برخورد با ويرانههاى شهرهاى كهن به وجود اقوامى در اين منطقه پى مىبريم . به همين ترتيب ، شگفتىهاى جهان هستى ، ما را به
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر نك : فلسفتنا ، سيد محمد باقر صدر ؛ بداية الحكمة ، سيد محمد حسين طباطبائى . ( 2 ) . قانون : 1 / 267 . ( 3 ) . الرسائل التسع ، محقق حلى : 167 ؛ فلسفتنا ، سيد محمد باقر صدر ؛ بداية الحكمة ، سيد محمد حسين طباطبائى . ( 4 ) . سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ فصلت / 41 : 53 .