محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

301

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خيرخواه و مخلص باشد . پيش از اين نيز در اين‌باره سخن گفته شد . « 1 » ( و ليكن من أبناء الآخرة ) و او بايد براى آخرت خويش عمل كند . ( فإنّه منها قدم ) انسان‌ها براى آخرت آفريده شده‌اند ؛ همان‌گونه كه امام عليه السّلام در جاى ديگرى مىفرمايد : « كسى كه براى آخرت آفريده شده ، از دنيا چه مىخواهد ؟ » « 2 » معناى اين بند بدون تفسير « قدم » به « خلق » استوار نمىگردد . ( و إليها ينقلب ) ما بدون شك به سوى خداوند ، بازمىگرديم . ( فالنّاظر بالقلب العامل بالبصر يكون مبتدأ عمله أن يعلم أ عمله عليه أم له فإن كان له مضى فيه و إن كان عليه وقف عنه ) انسان خردمند نشانه‌هايى دارد كه مهمترين آنها ، آن است كه به هيچ‌كارى بدون مطالعه دست نمىزند . او ، ابتدا در هر كارى تدبر و انديشه مىكند ؛ پس اگر آن را كارى نيك و تهى از شر يافت و يا خير آن بيش از شرش بود ، به آن دست مىزند و اگر به‌طور كامل شر بود و يا شرش از خيرش بيشتر بود ، از آن دست مىكشد . ( فإنّ العامل به غير علم كالسّائر على غير طريق . . . ) علم از ديرباز و تاكنون در همه مراحل تاريخ بشر ، راهنمايش بوده است و نادانى ، تاكنون از بزرگترين خطرات بشريت به شمار مىرود . مطالعه وضعيت كنونى جهان ، گواهى كافى براى اين مدعا است ؛ در مقايسه بين ملت‌هاى متمدن و جوامع درحال توسعه به اين نتيجه مىرسيم كه پيشرفت ملت‌هاى متمدن ، متاثر از علم آنان است . آنان ، از راه علم توانستند از خود محافظت كرده و بلكه بر ديگران نيز چيره شوند و هر چه علم و دانش در بين آنها شكوفاتر باشد ، پيشرفت و نيرويشان افزون‌تر

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 119 . ( 2 ) . نهج البلاغه : خطبه 157 .