محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
260
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
اليقين . يهرب منها الأكياس ، و يدبّرها الأرجاس . مرعاد مبراق ، كاشفة عن ساق ! تقطع فيها الأرحام ، و يفارق عليها الإسلام ! بريّها سقيم ، و ظاعنها مقيم ! ( 4 ) بين قتيل مطلول ، و خائف مستجير ، يختلون به عقد الأيمان و بغرور الإيمان ؛ فلا تكونوا أنصاب الفتن ، و أعلام البدع ؛ و الزموا ما عقد عليه حبل الجماعة ، و به نيت عليه أركان الطّاعة ؛ و اقدموا على اللّه مظلومين ، و لا تقدموا عليه ظالمين . و اتّقوا مدارج الشّيطان ، و مهابط العدوان . و لا تدخلوا بطونكم لعق الحرام ، فإنّكم به عين من حرّم عليكم المعصية ، و سهّل لكم سبل الطّاعة . ( 5 ) » ترجمه سپس فتنهاى سر برآورد كه سخت لرزاننده ، درهمكوبنده و نابودكننده است كه قلبهايى پس از استوارى مىلغزند و مردانى پس از درستى و سلامت ، گمراه مىگردند و افكار و انديشهها به هنگام هجوم اين فتنهها پراكنده و عقايد پس از آشكارشدنشان به شك و ترديد دچار مىگردد . آن كس كه به مقابله با فتنهها برخيزد ، كمرش را مىشكند و كسى كه در فرو نشاندن آن تلاش مىكند ، او را درهم مىكوبد . در اين ميان فتنهجويان چونان گورخران ، يكديگر را گاز مىگيرند ، و رشتههاى سعادت و آيين محكمشدهشان لرزان مىگردد ، و حقيقت امر پنهان مىماند . حكمت و دانش كاهش مىيابد ، ستمگران به سخن مىآيند ، و بياباننشينها را درهم مىكوبند ، و با سينه مركبهاى ستم ، آنها را خرد مىنمايند . تكروان در غبار آن فتنهها نابود مىگردند ، و سواران باقدرت در آن به هلاكت مىرسند .