محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

261

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فتنه‌ها با تلخى خواسته‌ها وارد مىشود ، و خون‌هاى تازه را مىدوشد ، نشانه‌هاى دين را خراب ، و يقين را از بين مىبرد . فتنه‌هايى كه افراد زيرك از آن بگريزند ، و افراد پليد در تدبير آن بكوشند . آن فتنه‌ها پر رعد و برق و پر زحمت است ، در آن پيوندهاى خويشاوندى قطع شده ، و از اسلام جدا مىگردند ، فتنه‌ها چنان ويرانگرند كه تندرست‌ها بيمار ، و مسكن‌گزيدگان كوچ مىكنند ، در آن ميان كشته‌اى است كه خونش به رايگان ريخته ، و افراد ترسويى كه طالب امانند ، با سوگندها آنان را فريب مىدهند ، و با تظاهر به ايمان آنها را گمراه مىكنند . پس سعى كنيد كه شما پرچم فتنه‌ها و نشانه‌هاى بدعت‌ها نباشيد ، و آن‌چه را كه پيوند امت اسلامى بدان استوار ، و پايه‌هاى طاعت برآن پايدار است ، بر خود لازم شماريد ، و بر خدا ، ستمديده وارد شويد نه ستمگر ، و از گرفتار شدن به دام‌هاى شيطان ، و قرار گرفتن در وادى دشمنىها بپرهيزيد ، و لقمه‌هاى حرام به شكم خود راه ندهيد ، شما برابر ديدگان خداوندى قرار داريد كه گناهان را حرام كرد و راه اطاعت و بندگى را آسان فرمود . واژه‌شناسى الرجوف : اسم مبالغه از « رجف » به معناى لرزيدن . القاصمة : نابودكننده . « قاصم الجبارين » نيز به معناى نابودكننده ستمكاران است . الزحوف : اسم مبالغه از « زحف » به معناى سينه‌خيز رفتن است . الكدم : گاز گرفتن . الكدوم : كسى يا حيوانى كه گاز مىگيرد .