محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
243
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يصدع شعبا : بخشهاى گرد هم آمده باطل را از هم پراكنده مىكند . يشعب صدعا : بخشهاى پراكنده حق را گرد هم مىآورد . يشحذّن : تيز كردن چاقو و شمشير و . . . القين : گريه و زارى بر مرده . النّصل : فلز شمشير و نيزه و تير و چاقو . گاه نيز به خود شمشير گفته مىشود . يغبقون : از ريشه « غبوق » به هر آشاميدنى گفته مىشود كه شبهنگام نوشيده مىشود . الصبوح : به هر آشاميدنى يا خوردنى گفته مىشود كه صبحها خورده مىشود . ساختار ادبى يمينا و شمالا : ظرف و منصوب هستند . ظعنا ، تركا : مصدر هستند و نقش حال دارند . فكم من . . . : « كم » خبرى و دلالت بر تكثير دارد . در جمله نقش مبتدا داشته و محلا مرفوع است . بما إن . . . : باء به معناى شى يا امر است . إن أدركه ودّ إنه لم يدركه : همه جمله خبر « كم » است . فى سترة : جار و مجرور و متعلق به محذوف است و فاعل « يشعب » قرار مىگيرد .