محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
242
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آنچه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد ، چهبسا كسى براى رسيدن به چيزى شتاب مىكند امّا وقتى به آن رسيد دوست دارد كه اى كاش آن را نمىديد ، و چه نزديك است امروز ما به فردايى كه سپيده آن آشكار شد . اى مردم اينك ما در آستانه تحقّق وعدههاى دادهشده ، و نزديكى طلوع آن چيزهايى كه بر شما پوشيده و ابهامآميز است ، قرار داريم . بدانيد آنكس از ما كه فتنههاى آينده را دريابد ، با چراغى روشنگر در آن گام مىنهد ، و بر همان سيره و روش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و امامان عليهم السّلام رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد ، بردگان و ملّتهاى اسير را آزاد سازد ، جمعيّتهاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حقجويان پراكنده را جمعآورى مىكند . سالهاى طولانى در پنهانى از مردم به سر مىبرد ، آنچنانكه اثرشناسان ، اثر قدمش را نمىشناسند ، گرچه در يافتن اثر و نشانهها تلاش فراوان كنند . سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنهها آماده مىگردند و چونان شمشيرها صيقل مىخورند ، ديدههاشان با قرآن روشنايى گيرد و در گوشهاشان تفسير قرآن طنين افكند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سر مىكشند . واژهشناسى ظعنا : حركت و سير . مرصد : در كمينگاه كه حتما آشكار مىشود . تباشير : آغاز هرچيزى . إبّان الشىء : وقت و هنگام هر رخدادى . الرّبقة : گره در ريسمان . الرّبق : ريسمانى كه در آن چندين گره باشد .