محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
224
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شرح و تفسير رياست دينى و سياسى مسلمانان در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به عهده شخص ايشان بود . صحابه با مرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در اينباره اختلاف كردند و مشكل خلافت پيش از سرد شدن جسد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و كفن و دفن وى پديدار گشت . انصار مىگفتند كه ما پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را پناه داديم و در راه او و اسلام جنگها كرديم ؛ پس ما به خلافت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سزاوارتر هستيم . مهاجران قريشى مىگفتند كه ما از اصل و ريشه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هستيم و پيش از همگان به اسلام گرويديم و فضيلت هجرت را در گذشته خويش داريم ؛ پس خلافت از آن ما است . . . و شايد حديث « الخلافة فى قريش » نيز در همين ارتباط ساخته و پرداخته شده باشد . به هررو درگيرى بين صحابه درباره خلافت شدت گرفت ؛ اما هيچ يك از طرفهاى درگير به جنگ براى رسيدن به خلافت فكر نكرد ؛ زيرا از رخ دادن فتنه و آثار بد آن بر اسلام و مسلمانان مىهراسيدند . پيش از اين گذشت كه ابو سفيان به امام عليه السّلام گفت كه دستت را بده تا با تو بيعت كنم و به خدا سوگند مدينه را به دفاع از تو پر از اسب و مردان جنگى خواهم كرد . « 1 » امام عليه السّلام وى را از خود دور ساخت و به وى گفت : « تو از مدتها پيش عليه اسلام و مسلمانان توطئه مىكنى . » همچنين اين گفته امام عليه السّلام پيش از اين گذشت : « به خدا سوگند تا زمانى كه امور مسلمانان به آشتى و آرامش باشد ، من نيز در صلح و آرامش خواهم بود ؛ حتى اگر به شخص من ستم روا داشته شود . اين كار را براى رسيدن به پاداش و فضيلت آن انجام مىدهم و نسبت
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى : 2 / 150 ؛ تاريخ طبرى : 3 / 449 .