محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

216

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كه بزرگى پروردگار را مىدانند در اين است كه برابر او فروتنى كنند و سلامت آنان كه مىدانند قدرت خدا چه اندازه مىباشد در اين است كه برابر فرمانش تسليم باشند . پس ، از حقّ نگريزيد ؛ چونان گريز انسان تندرست از فرد « گر » گرفته ، يا انسان سالم از بيمار ، و بدانيد كه هيچ‌گاه حق را نخواهيد شناخت ؛ جز آن‌كه ترك‌كننده آن را بشناسيد . هرگز به پيمان قرآن وفادار نخواهيد بود ؛ مگر آن‌كه پيمان‌شكنان را بشناسيد و هرگز به قرآن چنگ نمىزنيد ؛ مگر آن كه رهاكننده آن را شناسايى كنيد . پس رستگارى را از اهل آن جستجو كنيد كه اهل‌بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله رمز حيات دانش ، و راز مرگ جهل و نادانى هستند . آنان كه حكمتشان ، شما را از دانش آنان ، و سكوتشان از منطق آنان ، و ظاهرشان از باطنشان ، اطلاع مىدهد ، نه با دين خدا مخالفتى دارند و نه در آن اختلاف مىكنند . دين در ميان آنان گواهى صادق ، و ساكتى سخنگوست . واژه‌شناسى موعود : در اين‌جا منظور مرگ است . قارعة : آن‌چه دلها را هراسانده و آنها را به لرزش درمىآورند . بارء : از ريشه برائت به معناى سلامتى و نداشتن بيمارى است . ساختار ادبى إنّه من . . . : ضمير « إنّه » ضمير شأن است . ما عظمته : ما استفهاميه و مبتدا و محلا مرفوع است . « عظمته » نيز خبر « ما » با خبر مبتداى محذوف است .