محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
213
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نيز همانند همنشينى دو طرف درگيرى در دادگاه است . ( فاجتمع القوم على الفرقة ) بر تفرقه و پراكندگى اتفاقنظر كردند . ( و افترقوا على الجماعة ) امام عليه السّلام در يك سخن به همگرايى و همبستگى دعوت كرده و از اختلاف و پراكندگى پرهيز مىدهد : « و چون كسانى مباشيد كه پس از آنكه دلايل آشكار برايشان آمد ، پراكنده شدند و باهم اختلاف پيدا كردند . » « 1 » منظور از « بينات » در اين آيه ، قرآن كريم و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است . از اينرو امام عليه السّلام مىفرمايد : ( كأنّهم أئمّة الكتاب و ليس الكتاب إمامهم ) همه نيازمنديهاى دينى مسلمانان در قرآن آمده است و سنت به شرح و تفسير آن پرداخته است ؛ پس قرآن اصل همه ريشهها و راهبرى است كه همگى بايد از او پيروى كنند . كسى كه راى و نظر خويش را بر قرآن برترى دهد ، در حقيقت خود را راهبر و قرآن را پيرو ساخته است ؛ چه خود چنين بخواهد يا نخواهد . شايد پرسيده شود كه مگر كسى هست كه با قرآن مخالفت كند ؟ در پاسخ گفته مىشود كه تفاوتى در مخالفت آگاهانه با قرآن و غيرآگاهانه از جهت نتايج كار آن دو وجود ندارد ؛ چه انسانى نادان و ناآگاه به قرآن باشد و يا از مجتهد عادلى تقليد نكند . ( فلم يبق عندهم منه إلّا اسمه ) امام عليه السّلام در سخن ديگرى مىفرمايد : « روزگارى بر مردم خواهد آمد كه از قرآن جز نشانى ، و از اسلام جز نامى ، باقى نخواهد ماند . مسجدهاى آنان در آن روزگار آباد ، ولى از هدايت ويران است . مسجدنشينان و سازندگان بناهاى شكوهمند مساجد ، بدترين مردم
--> ( 1 ) . وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ آل عمران / 3 : 105 .