محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
16
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىدانست و براى همين قرآنها را از روى حيله و نيرنگ بر سر نيزه كرد و امام عليه السّلام اين مسئله را براى ياران خويش آشكار ساخت و گفت : به معاويه اعتماد نكنيد كه او مىفريبد و فساد مىكند و به دروغ و گمراهى فرياد مىكشد . هرگاه پاسخ او را اجابت كرديد ، شما را از راه راست ، گمراه مىكند . . . ولى آنها از دعوت حق روىگرداندند و در دام نيرنگ و گمراهى او افتادند . همينكه دعوت دروغين او آشكار شد ، شورش خوارج به راه افتاد . آنان به امام عليه السّلام مىگفتند : تو اشتباه كردى . امام عليه السّلام هشدارهاى سابق خود را به ايشان يادآورى كرد ؛ اما آنها بهسان هر خيرهسر از دين برگشتهاى بر گفته خويش پافشردند . ( و اللّه لئن أبيتها ما وجبت عليّ فريضتها و لا حمّلني اللّه ذنبها و و اللّه إن جئتها إنّي للمحقّ الّذي يتّبع و إنّ الكتاب لمعي ما فارقته مذ صحبته ) ضمير در « ابيتها » به حكميت بازمىگردد و معناى آن چنين است كه حكميت واجب نيست و نه پذيرفتن آن ، خروج از دين به شمار مىرود . پس از پذيرش نيز بازگشت از آن جايز است و امام عليه السّلام مىتواند آن را بپذيرد و يا نپذيرد ؛ حتى مىتواند بسته به موقعيت پيشآمده از قبول حكميت ، پس از پذيرش آن پرهيز كند و يا پس از امتناع از قبولش به آن تن دردهد . مذاهب اسلامى در اين مسئله اختلافى ندارند كه عملكرد حاكم ، تابع وجود يا عدم مصلحت است . اهل سنت از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درباره متعه روايت مىكنند كه ايشان آن را حلال و سپس حرام كرد و بلكه از شافعى در اينباره نقل شده كه متعه تنها موردى است كه خداوند آن را حلال و سپس حرام و دوباره حلال و سرانجام حرام