محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

119

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بگويد و گواهى است براى كسى كه با آن نزاع كند . » « 1 » ( و تسمعون به ) اعجاز در حكمت و بلاغت قرآن ، آنها را بىآن‌كه بفهمند به گوش فرادادن به خود مىكشد . مشركان با وجود دشمنىهايشان با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شگفتىشان را از قرآن نمىتوانستند كتمان كنند و برخى به برخى ديگر مىگفتند : اين قرآن جز افسونى آشكار نيست كه ميان زن و شوهر جدايى مىافكند . . . به اين معنى كه چون آيات قرآن به گوش انسانى برمىخورد حتى اگر از كافران باشد شگفت زده شده و سرگشته مىگردد . ( و ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض ) برخى از آيات قرآن ، برخى ديگر را تفسير مىكنند ؛ زيرا خاستگاه آنها يكى است . براى نمونه در آيه‌اى از قرآن درباره قصاص مىخوانيم : « درباره كشتگان بر شما [ حق ] قصاص مقرر شده ؛ آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن به‌جاى زن . » « 2 » مفهوم آيه آن است كه جان در مقابل جان گرفته مىشود و حتى اگر قتل به اشتباه انجام شده باشد ، ولى آيه‌اى در سوره نساء هست كه حكم قتل غيرعمد را قصاص نمىداند و آن را تنها به قتل عمد محدود كرده است : « و هيچ مؤمنى را نسزد كه مؤمنى را جز به اشتباه بكشد و هركس مؤمنى را به اشتباه كشت بايد بنده مؤمنى را آزاد و به خانواده او خونبها پرداخت كند ؛ مگر اين‌كه آنان گذشت كنند و اگر [ مقتول ] از گروهى است كه دشمنان شمايند و [ خود ] وى مؤمن است [ قاتل ] بايد بنده مؤمنى را آزاد كند [ و پرداخت خونبها لازم نيست ] و اگر [ مقتول ] از گروهى است كه ميان شما و ميان آنان پيمانى است بايد به خانواده

--> ( 1 ) . « و برهانا لمن تكلم به ، و شاهدا لمن خاصم عنه » خطبه 106 . ( 2 ) . كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصاصُ فِي الْقَتْلى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى بقره / 2 : 178 .