محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

108

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

پيوستگى ميان نيت ، سخن و كردار در گواهى دادن به توحيد و پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و إله است ، و معناى تناسب بين اين امور سه‌گانه اين است كه نيت از ويژگيهاى قلب و روح است و به‌طوركلى امور روحانى چيزى نيست مگر هنگامى كه به نيروهاى مادى تبديل گردد ، حس شود و لمس گردد . سخن هم از حروف مرده‌اى تشكيل شده و زنده شدن آن در كردار تجسم مىيابد . از اين‌رو نيت راستين و سخن‌هاى روشن به هيچ‌وجه از عمل جدا نيستند . حكمت آرزو ( فإنّه و اللّه الجدّ لا اللّعب و الحقّ لا الكذب و ما هو إلّا الموت أسمع داعيه و أعجل حاديه ) ضمير در « إنّه » به هشدار بازمىگردد و اين هشدار مفهومى است كه از زمينه كلام به دست مىآيد . آن‌چيزىكه امام عليه السّلام از آن و آماده نشدن براى آن هشدار مىدهد ، مرگ و جهان پس از آن است كه بىگمان رخ خواهد داد . كدام زنده‌اى است كه از مرگ بگريزد و بىتوجه به فراخواننده آن انكارش كند ؟ ما به خاطر اشتياقمان به زندگى است كه آرزو مىكنيم آن را ادامه دهيم و زمانى كه اين اشتياق را با توجه به فراوانى زندگان درمىيابيم ، رؤياى زيستن جاودانه در ما به وجود مىآيد ولى چنين رويايى فريبنده و دروغين است ، و به همين دليل امام عليه السّلام با اين سخن از آن هشدار مىدهد . ( فلا يغرّنّك سواد النّاس من نفسك ) « سواد الناس » به معنى شمار زياد زندگان است ؛ يعنى به هوش باش از نفسى كه تو را مىفريبد و آرزوى درازى عمر را در تو به وجود مىآورد و به تو مىگويد : به اين زندگان و فراوانيشان نگاه كن كه تو نيز يكى از آنها هستى ، به فلانى بنگر كه چقدر زندگى كرد ، تو بيش از او خواهى زيست . كسى را جز على عليه السّلام نمىشناسم كه از آرزو و زندگى و