محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
97
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
رسيدند : فرزندش عبد الملك و نوادگانش سليمان ، يزيد و هشام . « 1 » ابن ابى الحديد ، مىگويد كه احتمالا منظور از عدد چهار در خطبه امام عليه السّلام ، همان فرزندان مستقيم او و نه نوادگانش باشد . آنان عبارتند از عبد الملك كه به خلافت رسيد ؛ بشر كه حاكم عراق شد ؛ عبد العزيز كه به امارت مصر رسيد و محمد كه حاكم جزيره بود . « 2 » ( و ستلقى الأمّة منه و من ولده يوما أحمر ) اسلام و مسلمانان در روزگار امويان ، سختىهاى بسيار كشيدند . در تاريخ فراوان از جنايات امويان سخن رفته است و كتابهاى خاصى در اين باره نوشته شده است . امام عليه السّلام در اين باره مىگويد : « نگران هستم كه سرپرستى اين امت به دست سفيهان و ستمگران بيافتد و آنان مال خداوند را در انحصار خويش قرار داده و بندگانش را بردگان خويش ساخته و با نيكان جنگيده و فاسقان را يار و ياور خويش سازند . » « 3 » اين توصيف بر همه خلفاى اموى به جز يكى از آنها درست است « 4 » . عقاد مىگويد : « زمانى كه امويان به حكومت رسيدند ، هيچ كس جز خودشان و يارانشان اميدى به دستيابى به امارت يا سودى از اين حكومت نداشتند .
--> ( 1 ) . نك : طبقات ابن سعد : 5 / 223 ؛ المعارف : 355 ؛ تاريخ يعقوبى : 3 / 14 ؛ مروج الذهب : 3 / 292 ؛ ميزان الاعتدال : 2 / 664 ؛ البداية و النهاية : 8 / 260 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 53 . ( 3 ) . « و لكنّني آسى أن يلي أمر هذه الامّة سفهاؤها و فجّارها فيتّخذوا مال اللّه دولا و عباده خولا و الصّالحين حربا و الفاسقين حزبا » نامه : 61 . ( 4 ) . خليفه استثنا شده ، عمر بن عبد العزيز است كه زندگى زاهدانهاى داشت و لعن بر امام على عليه السّلام را منع كرد .