محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

88

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است . پس مستقيما به سوى او بشتابيد و از او آمرزش بخواهيد و واى بر مشركان . » « 1 » شكى نيست كه محمد صلّى اللّه عليه و آله يك انسان است ؛ ليكن معجزه آسمانى است و الگو گرفتن از او كارى بس بزرگ است . او دشمن فقر بود و با آن مبارزه مىكرد و خود گاه يك يا دو ماه در خانه آتش نمىافروخت و به آب و خرمايى بسنده مىكرد . « 2 » او در حالى مرد كه زره‌اش در گرو مردى يهودى بود « 3 » و از يهودى ديگرى درخواست غذاى قرضى كرده بود و او نپذيرفت كه به او غذا قرض دهد و گفته بود كه محمد صلّى اللّه عليه و آله نه كشتى دارد و نه دامى ، پس چگونه مىخواهد قرضهايش را پس دهد ؟ « 4 » او هرگز در يك زمان دو پيراهن و دو كفش نداشت . شبها بر حصير مىخوابيد و جاى حصير بر پيشانىاش آشكار بود و روزها بر همان حصير مىنشست . « 5 » اينها همه در حالى بود كه ثروت جزيرة العرب در اختيارش بود . هدف او از زندگى زاهدانه اين بود كه به نسلهاى بعدى بفهماند كه حاكم نبايد بين حكومت و آسايش زندگى جمع كند : « خداوند ، بر امامان عدل واجب ساخته است كه همانند ضعيف‌ترين مردم زندگى كنند تا فقيران از فقر خود آزرده نشوند . » « 6 »

--> ( 1 ) . قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ فصّلت / 41 : 6 . ( 2 ) . البداية و النهاية : 6 / 58 ؛ تهذيب الأحكام : 4 / 198 ؛ كنز العمال : 9 / 268 . ( 3 ) . المبسوط ، شيخ طوسى : 2 / 196 ؛ السنن الكبرى : 6 / 36 ؛ شرح الأزهار : 3 / 395 . ( 4 ) . تاريخ بغداد : 3 / 374 ، ح 1504 ؛ مجمع الزوائد : 4 / 164 ؛ ميزان الإعتدال : 1 / 257 . ( 5 ) . مكارم الإخلاق ، طبرسى : 38 ؛ إحياء علوم الدين ، غزالى : 2 / 376 . ( 6 ) . « إنّ اللّه تعالى فرض على أئمّة العدل أن يقدّروا أنفسهم بضعفة النّاس كيلا يتبيّغ بالفقير فقره » خطبه : 207 .