محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
71
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
رفته ، درب خانه را مىبنديد و چون سوسمار در سوراخ خود مىخزيد و چون كفتار در لانه مىآرميد . سوگند به خدا ذليل است آن كس كه شما يارى دهندگان او باشيد . كسى كه با شما تيراندازى كند گويا تيرى بدون پيكان رها ساخته است . به خدا سوگند ، شما در خانهها فراوان و زير پرچمهاى ميدان نبرد اندكيد . من مىدانم كه چگونه بايد شما را اصلاح و كجىهاى شما را راست كرد ، امّا اصلاح شما را با فاسد كردن روح خويش جايز نمىدانم . خدا بر پيشانى شما داغ خوارى بگذارد و بهره شما را اندك شمارد ، شما آنگونه كه باطل را مىشناسيد از حق آگاهى نداريد و در نابودى باطل تلاش نمىكنيد آنسان كه در نابودى حق كوشش داريد . واژهشناسى به كار : جمع بكر به گونهاى شتر گفته مىشود . عمدة : شترى كه سرش شكسته شده بود . حيصت : مخلوط شد . تهتّكت : پارهپاره شد . أطلّ : سايه افكد . المنسر : به بخشى از سپاه گفته مىشود . انجحر : وارد سوراخ شد . الضّبّة : مونّث سوسمار . الضّبع : گونهاى از گربهسانان . الوجار : سوراخ . الافوق من السّهام : تيرى كه سر آن شكسته باشد .