محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
649
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
أنّى حين . . . : تأويل به مصدر مىرود و فاعل فعل محذوف است . لكان الوثقى : جواب قسم است . به من ، إلى من : جار و مجرور و متعلق به محذوف است و در اصل چنين بوده است : « به من أستعين » و « إلى من أرجع » . شرح و تفسير جنگ صفين بهپا شد و چون آثار شكست در لشكر معاويه پديدار گشت ، عمرو عاص گفت قرآنها را بر نيزهها كنيد كه اگر على عليه السّلام بپذيرد ، در بين يارانش اختلاف پديد مىآيد و اگر امتناع كند ، او را تكفير مىكنند . معاويه نيز چنين كرد و اختلاف در بين ياران امام عليه السّلام درگرفت . گروهى از آنها گفتند كه بايد درخواستشان را بپذيريم . امام عليه السّلام فرمود : باور نكنيد كه اين نيرنگ و فريب است . اما آنان اصرار كردند و امام عليه السّلام را به كشتن تهديد كردند و سرانجام امام عليه السّلام ناگزير به پذيرفتن فريب معاويه شد . پيش از اين در شرح خطبه 35 و نيز جاهاى ديگر كتاب به اين رخداد اشاره شد . هنگامى كه پيامدهاى بد حكميت آشكار شد ، خوارج مسئوليت را به گردن امام عليه السّلام انداختند . در اين هنگام بود كه يكى از آنان به امام عليه السّلام گفت : تو در آغاز ما را از حكميت بازداشتى و سپس ما را به پذيرش آن فرمان دادى . حال نمىدانيم كدام نظر تو درست است . امام عليه السّلام در پاسخ مىفرمايد : ( هذا جزاء من ترك العقدة ) واژه « هذا » به سخن آن فرد خارجى اشاره دارد و منظور از « عقدة » نيز در بند بعدى توضيح داده مىشود . ( أما و اللّه لو أنّي حين أمرتكم بما أمرتكم به حملتكم على المكروه الّذي يجعل اللّه فيه خيرا فإن استقمتم هديتكم و إن اعوججتم قوّمتكم و إن أبيتم تداركتكم لكانت