محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
611
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
لقد اعترض الشّك و دخل اليقين ) امام عليه السّلام سوگند مىخورد كه حال يارانش و بسيارى ديگر ، مانند كسى است كه به خداوند اعتماد نداشته و به عدل او ايمان ندارند ؛ خداوند ، تنها با كسانى است كه راستگو و مجاهد باشند و تسليم خوارى و ذلت نشوند . ( حتّى كأنّ الّذي ضمن لكم قد فرض عليكم ) شك و بىاعتمادى به خدا به جايى رسيده كه شما روزى و قدرت و مقام را از دست ديگرى مىجوييد و از آن وى مىدانيد . ( و كأنّ الّذي فرض عليكم ) خداوند از شما كار و كوشش به همراه توكل و ايمان خواسته بود . ( قد وضع عنكم ) بدون ترديد ، شك و بىاعتمادى به خدا همزاد شرك و الحاد است . برخى در توضيح بند پيش گفته نوشتهاند تلاش براى بهدست آوردن روزى از ضعف توكل به خدا ناشى مىشود . اين سخن نادرست است ؛ زيرا توكل كليد عمل است . از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به تواتر نقل شده كه « پاى شتر خويش را ببند و سپس توكل كن . » « 1 » و نيز « واعظ بىعمل مانند تيراندازى است كه كمان ندارد . » « 2 » ( فبادروا العمل و خافوا بغتة الأجل ) امام عليه السّلام نمىگويد كه توكل به خدا كافى است و نيازى به تلاش و كوشش نيست . خداوند نيز مىفرمايد : « اوست كسى كه زمين را براى شما رام گردانيد . پس در فراخناى آن رهسپار شويد و از روزى خدا بخوريد و رستاخيز به سوى اوست . » « 3 » و نيز « و چون نماز گزارده شد در
--> ( 1 ) . « اعقل توكّل » فيض القدير : 6 / 88 ، ح 8532 ؛ عوالى اللئالى : 1 / 75 ، ح 149 . ( 2 ) . « الدّاعي بلا عمل كالرّامي بلا وتر » حكمت : 336 . ( 3 ) . هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَيْهِ النُّشُورُ ملك / 67 : 15 .