محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
610
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نباشد بر او گناهى نيست ، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است . » « 1 » و نيز « هر كس پس از ايمانآوردن خود به خدا كفر ورزد عذابى سخت خواهد داشت مگر آن كس كه مجبور شده ولى قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينهاش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود . » « 2 » از اينجا معناى اين جمله فهميده مىشود كه حلال خداوند ما را از حرام بىنياز مىكند ؛ زيرا حلال گستردهتر و بيشتر از حرام است و خداوند هيچ حرامى را قرار نداده ، مگر آنكه بهتر از آن را حلال گردانيده باشد . ( قد تكفّل لكم بالرّزق ) به ما دستور عمل داده شده است و تلاش هر كسى به اندازه سختىهايى است كه متحمل مىشود . « 3 » هيچ چيز بدون كوشش و تلاش داده نمىشود . زمين ، تنها پس از شخمزدن بار مىدهد و هيچ ماشينى نيز خود به خود كار نمىكند . بنابراين ، كسانى كه خود كار نمىكنند و سربار ديگران هستند ، آنان از سنتها و شريعت خداوند ، خارج شدهاند . ( فلا يكوننّ المضمون لكم طلبه أولى بكم من المفروض عليكم عمله ) تلاش كنيد و خداوند روزى شما را مىدهد . حماقت و نادانى است كه آدمى حق خود را درخواست كند و تكليف خويش را بهجاى نياورد . . . از اينجا مىتوانيم به راز خوارى عرب پى ببريم . آنان از اسرائيل مىخواهند كه زمينهايشان را پس دهد ؛ اما به تكليف جهاد تن درنمىدهند . ( مع أنّه و اللّه
--> ( 1 ) . فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ بقره / 2 : 173 . ( 2 ) . مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ وَ لكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ نحل / 16 : 106 . ( 3 ) . عيون الحكم و المواعظ : 218 ؛ غرر الحكم : 4690 .