محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
594
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
است . گواهى مىدهيم كه خدايى نيست جز خداى يكتا ، نه شريكى دارد و نه همتايى و گواهى مىدهيم كه حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست . اين دو گواهى ( شهادتين ) گفتار را بالا مىبرند و كردار و عمل را به پيشگاه خدا مىرسانند ، ترازويى كه اين دو گواهى را در آن نهند سبك نباشد و اگر بردارند با چيزى ديگرى سنگين نخواهد شد . اى بندگان خدا ! شما را به تقواى الهى سفارش مىكنم كه زاد و توشه سفر قيامت است . تقوا توشهاى است كه به منزل رساند ، پناهگاهى است كه ايمن مىگرداند . بهترين گوينده آن را به گوش مردم خوانده و بهترين شنونده آن را فراگرفت ، پيامبرى كه بهتر از هر كس سخن را به گوش مردم رساند . پس خواننده ، دعوت خود را بهخوبى شنواند و شنونده خود را رستگار گرداند . اى بندگان خدا ! همانا تقواى الاهى دوستان خدا را از انجام محرمات بازمىدارد و قلبهايشان را پر از ترس خدا مىسازد ، تا آنكه شبهاى آنان با بىخوابى و روزهايشان با تحمل تشنگى و روزهدارى ، سپرى مىگردد كه آسايش آخرت را با رنج دنيا و سيراب شدن آنجا را با تحمل تشنگى دنيا به دست آوردند . اجل و مرگ را نزديك ديده و در اعمال نيكو شتاب كردهاند ، آرزوهاى دنيايى را دروغ خواندند و به مرگ بهدرستى نگريستند . آرى ، همانا دنيا خانه نابود شدن ، رنج بردن از دگرگونىها و عبرت گرفتن است و از نشانه نابودى ، آنكه روزگار كمان خود را به زه كرده ، تيرش به خطا نمىرود و زخمش بهبودى ندارد ، زنده را با تير مرگ هدف قرار مىدهد و تندرست را با بيمارى از پا درمىآورد و نجات يافته را به هلاكت مىكشاند . دنيا خورندهاى است كه سيرى ندارد و نوشندهاى است كه سيراب