محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

584

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه پيش از آن‌كه مرگ شما را بخواند ، گوش به دعوت او دهيد . همانا زاهدان اگرچه خندان باشند ، قلبشان مىگريد و اگر چه شادمان باشند اندوه آنان شديد است و اگرچه براى نعمت‌هاى فراوان مورد غبطه ديگران قرار گيرند اما با نفس خود در دشمنى بسيارى قرار دارند . ياد مرگ از دل‌هاى شما رفته و آرزوهاى فريبنده جاى آن را گرفته است . دنيا بيش از آخرت شما را تصاحب كرده و متاع زودرس دنيا بيش از متاع جاويدان آخرت در شما نفوذ كرده است و دنيازدگى قيامت را از يادتان برده است . همانا شما برادران دينى يكديگريد ، چيزى جز درون پليد و نيت زشت ، شما را از هم جدا نساخته است ، نه يكديگر را يارى مىدهيد ، نه خيرخواه يكديگريد و نه چيزى به يكديگر مىبخشيد و نه به يكديگر دوستى مىكنيد . شما را چه شده است كه با به‌دست آوردن متاعى اندك از دنيا شادمان مىگرديد و از متاع بسيار آخرت كه از دست مىدهيد ، اندوهناك نمىشويد ؛ اما با از دست‌دادن چيزى اندك از دنيا مضطرب شده كه آثار پريشانى در چهره‌ها آشكار مىگردد و بىتابى مىكنيد ، گويا اين دنيا محل زندگى جاودان شما و وسائل آن براى هميشه از آن شماست . چيزى شما را از عيب‌جويى برادر دينى بازنمىدارد جز آن‌كه مىترسيد مانند آن عيب را در شما به رختان كشند . در بىاعتنايى به آخرت و دوستى دنيا يك دل شده‌ايد و هر يك از شما دين را تنها بر سر زبان مىآوريد و از اين كار خشنوديد ؛ همانند كارگرى كه كارش را به پايان رسانده و خشنودى مولاى خود را فراهم كرده است .