محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
543
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( قد حقّر الدّنيا و صغّرها و أهون بها و هوّنها و علم أنّ اللّه زواها عنه اختيارا و بسطها لغيره احتقارا فأعرض عن الدّنيا بقلبه و أمات ذكرها عن نفسه و أحبّ أن تغيب زينتها عن عينه لكيلا يتّخذ منها رياشا أو يرجو فيها مقاما ) ضمير مستتر در « حقّر » به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازمىگردد . . . دنيايى كه بر آن مىگريند و در حرام آن با هم رقابت مىكنند ، اين دنيا نزد خداوند كمارزشتر از بال پشهاى است . از اين روى خداوند آن را به پيامبرش نبخشيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز خود از آن رويگردان بود ؛ مگر آنكه براى دادرسى به ستمديدهاى يا خدمت به عموم مردم سودمند باشد ! در خطبه ديگرى ، امام على عليه السّلام در توصيف پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « در سيره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، مىتوانى به زشتىها و عيبهاى دنيا پى برى ؛ چه اينكه او به همراه نزديكانش گرسنگىها كشيد و دنيا همه زيبايىهايش را از او با همه بزرگى و نزديكىاش دريغ داشت . پس خرد خويش را داور سازيد : آيا خداوند ، در برخورد دنيا با محمد صلّى اللّه عليه و آله او را تكريم داده و يا وى را مورد اهانت قرار داده است . اگر گفته شود كه وى را اهانت كرده ، به خدا سوگند دروغ بزرگى است و اگر او را اكرام كرده است ، پس بدان كه بهرهمندان از دنيا را مورد اهانت قرار داده است . » « 1 » در كتابهاى سيره نبوى مىخوانيم كه هر غذايى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داده مىشد ، رد نمىكردند و درخواست غذايى را نمىكردند كه در سفره نبود و اگر غذايى
--> ( 1 ) . « و لقد كان في رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ما يدلّك على مساوى الدّنيا و عيوبها إذ جاع فيها مع خاصّته و زويت عنه زخارفها مع عظيم زلفته فلينظر ناظر بعقله أكرم اللّه محمّدا بذلك أم أهانه فإن قال أهانه فقد كذب و اللّه العظيم بالإفك العظيم و إن قال أكرمه فليعلم أنّ اللّه قد أهان غيره حيث بسط الدّنيا له و زواها عن أقرب النّاس منه » خطبه : 160 .