محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

540

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

براى همين ، دانشمندان مىگويند كه اگر هر جرم آسمانى اندكى از مدار خويش خارج شود ، توازن هستى را به هم مىريزد و ديگر اجرام به هم برخورد مىكنند . ( و أخرج من فيها فجدّدهم بعد إخلاقهم ) پس از فروپاشى هستى ، خداوند همه مردگان را از آغاز تا پايان برمىانگيزد . ( و جمعهم بعد تفريقهم ) مرگ بين انسان‌ها جدايى افكنده بود و نيز اجزاى بدن يك انسان را پراكنده ساخته بود و چه بسا هر عضوى از عضو ديگر كيلومترها فاصله گرفته باشد و يا به خاك تبديل شده باشد و خاك به گياه ، و آن گياه را حيوان و انسان ديگرى خورده باشد و جزئى از بدن آن انسان يا حيوان شده باشد . خداوند با اين همه توانايى بازگرداندن آن انسان را دارد . اين شبهه به شبهه آكل و مأكول معروف است و در پاسخ آن گفته‌اند كه جسم از ذراتى بنيادين تشكيل مىشود كه تغيير نپذيرفته و دگرگون نمىشوند . پيش از اين در كتاب « تفسير كاشف » و نيز كتاب « فلسفة التوحيد » و همچنين در شرح برخى خطبه‌هاى پيشين در اين باره سخن گفته شد . « 1 » ( ثمّ ميّزهم لما يريد من مساءلتهم عن خفايا الأعمال ) خداوند آنان را به يك باره از گورها برمىانگيزد و هيچ يك از آنان از چشم خدا دور نمىماند . خداوند هر يك را به نام و مشخصات خاص خودش مىشناسد و كاملا مىداند كه چه كرده و چه پنهان داشته و حتى پلك زدن‌ها و ضربات قلبش را نيز به‌درستى مىداند . او آگاه و دانا است و حسابرسى روز قيامت بر پايه همين دانش صورت خواهد گرفت . ( و جعلهم فريقين أنعم على

--> ( 1 ) . نك : خطبه : 83 .