محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

527

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

قلّة غفلتهم عن أمرك لو عاينوا كنه ما خفي عليهم منك لحقّروا أعمالهم و لزروا على أنفسهم و لعرفوا أنّهم لم يعبدوك حقّ عبادتك و لم يطيعوك حقّ طاعتك ) فرشتگان همان‌گونه كه گذشت ، خداشناس‌ترين آفريدگان هستند و با اين حال تنها اندكى از كمال و جلال خدا را مىشناسند و اگر شناختشان از بزرگى خدا بيشتر شود ، براى عبادت خويش هيچ ارزشى نخواهند دانست . ( سبحانك خالقا و معبودا بحسن بلائك عند خلقك ) خداوند نعمت وجود را به آفريدگانش بخشيد و نعمتهايى غير قابل شمارش به آنان عطا فرمود ؛ بنابراين بايد از راه پرستش و فرمان‌بردارى سپاسش را گفت و هر كس به اين صورت خدا را شكر كند ، نعمت‌هايش چند برابر مىشود . امام عليه السّلام مىفرمايد : « كسى كه از نعمت شكر برخوردار باشد ، از افزايش نعمت‌ها محروم نمىشود . » ( خلقت دارا و جعلت فيها مأدبة مشربا و مطعما و أزواجا و خدما و قصورا و أنهارا و زروعا و ثمارا ) منظور از « خانه » ، بهشت است زيرا ويژگىهايى كه در اين بند گفته شده است همگى درباره بهشت درست مىباشند . منظور از « زرع » نيز اعم از درخت است و هر جور گياهى را شامل مىشود . خلاصه اين بند آن است كه خداوند ، بهشت را با همه آن‌چه در آن است براى كسانى آفريده كه براى رسيدن به آن تلاش كرده باشند : « به آنان ندا داده مىشود كه اين همان بهشتى است كه آن را به پاداش آن‌چه انجام مىداديد ميراث يافته‌ايد . » « 1 » ( ثمّ أرسلت داعيا يدعوا إليها ) ضمير « إليها » به بهشت بازمىگردد و منظور از « داعى » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است كه مردم را به بهترين شيوه به سوى خداوند

--> ( 1 ) . وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ اعراف / 7 : 43 .