محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

528

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

هدايت كرد : « آنان را به‌كار پسنديده فرمان مىدهد و از كار ناپسند بازمىدارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مىگرداند و از دوش آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمىدارد . » « 1 » ( فلا الدّاعي أجابوا و لا فيما رغّبت رغبوا و لا إلى ما شوّقت إليه اشتاقوا ) كاش ، مخالفان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها به رويگردانى و پرهيز از ايمان بسنده مىكردند و عليه كسى وارد جنگ نمىشدند كه زنجيرها را از دوششان برداشته و بندهاى خوارى و عقب‌ماندگى را ويران ساخته است . ( أقبلوا على جيفة قد افتضحوا بأكلها و اصطلحوا على حبّها ) « جيفة » به مردار گفته مىشود و در اين‌جا منظور هرگونه حرامى است ؛ چه از نوع ثروت يا مقام يا ديگر لذت‌ها باشد . جسد مرده را سگان متلاشى مىكنند و كار حرام نيز تنها انسانهاى سگ‌نما را به خود مىكشانند . امام عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : « دنيا مردارى است ؛ پس هر كه آن را بخواهد بايد بر معاشرت با سگان بردبار باشد . » « 2 » همچنين امام عليه السّلام به فرزندش امام حسن عليه السّلام مىفرمايد : « . . . اهل دنيا سگانى پارس‌كننده و شيرانى درنده هستند كه برخى به شكار برخى ديگر رفته و قدرتمندان ضعيفان را مىخورند . » « 3 » بنابراين ، دنياى نكوهيده شده همان

--> ( 1 ) . يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ اعراف / 7 : 157 . ( 2 ) . « الدنيا جيفة فمن أرادها فليصبر على مخالطة الكلاب » كنز العمال : 3 / 719 ، ح 8564 ؛ سبل الهدى و الرشاد : 11 / 301 . ( 3 ) . « و تكشّفت لك عن مساويها فإنّما أهلها كلاب عاوية و سباع ضارية يهرّ بعضها على بعض و يأكل عزيزها ذليلها و يقهر كبيرها صغيرها » نامه : 31 .