محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

520

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( كلّ شيء خاشع له ) همه چيز در اختيار خداوند و در وجود و ماندگارى نيازمند او است ، چرا كه همگان غير از خدا ممكن هستند و تنها او واجب الوجود است . ( و كلّ شيء قائم به ) او به تنهايى علت همه چيز است و وجودش يا ناشى از درونش است كه واجب الوجود مىگردد يا ناشى از بيرون كه آن عامل بيرونى نيز به علت ديگرى نياز خواهد داشت كه به اين ترتيب دور يا تسلسل پيش خواهد آمد كه محال است . ( غنى كلّ فقير ) هر كس به چيزى هرچند كوچك نياز داشته باشد ، فقير به شمار مىرود . بنابراين همگان غير از خدا فقير بوده و از او بىنياز نيستند و دنيا همگى ملك او است . از اين روى امام عليه السّلام مىفرمايد : « ما در دارايى خداوند هيچ شراكتى نداريم و تنها چيزى را دارا هستيم كه او به ما داده است . ( و عزّ كل ذليل و قوّة كلّ ضعيف ) انسان ذليل و ضعيف اگر به راه راست درآيد ، عزيز و نيرومند مىگردد . ( و مفزع كلّ ملهوف ) هر بيچاره و گرفتارى - چه مؤمن و چه كافر - در حالت شدت گرفتارى به جز دو راه فرارويش ندارد : خودكشى يا پناه بردن به خداوند كه نيرو و توان رهايى از سختىها و گرفتارىها را به او مىدهد . از اين روى منكران خدا در هنگام سختىها به خدا روى مىآورند : « و هر نعمتى كه داريد از خدا است . سپس چون آسيبى به شما رسد به سوى او روى مىآوريد و مىناليد . » « 1 »

--> ( 1 ) . وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ نحل / 16 : 53 .